تبليغاتX
من ودخترم يسنا
من ودخترم يسنا
يادداشتهاي بابايي براي دختر عزيزش يسنا ،از 25هفتگي يسنا تا...

سلام دختر بابايي،بازم دست روزگار گلي از گلستان اين دنيا چيد، چقدر غم انگيز است وقتي خبر عروج عزيزي را مي شنوي ،چقدر يكباره دلت برايش تنگ مي شود و چقدر دوست داري دوباره او را براي لحظه اي ميديدي و در كنارش آرام آرام صحبت مي كردي، ديگر تنها نيستي آرام آرام هستي و در كنار عزيزانت ،چقدر ما انسانها از هم دوريم خيلي خيلي دوريم ،قدر در كنار هم بودن را نمي دانيم ،دختر عزيزم قدر تمام كساني را كه مي شناسي بدان ،بديهاي ديگران را براي هميشه فراموش كن ،به هر سنگي كه به سويت پرتاب مي شود سنگي پرتاب نكن ،هميشه در كنار عزيزانت با لذت زندگي كن، و از لحظه لحظه زندگيت لذت ببر ،لذت زندگي ربطي به اين نداره كه در كجا وبا چه امكاناتي زندگي مي كني بلكه با اين ارتباط دارد كه چگونه با ديگران ارتباط داري چگونه با ديگران دوست هستي، براي خودت تا مي تواني دوستاني خلق كن اما نه هر دوستي! از زنده بودنت لذت ببر.


من از طرف خودم و يسنا جون درگذشت دايي همسر عزيزم را به وي و خانواده محترمشان تسليت عرض مي كنم و از خداوند متعال براي آن مرحوم علٌو درجات و براي بازماندگان صبر وشكيبايي مسألت مينايم.





نوشته شده86/08/06 توسط هادي
.: Weblog Themes By www.NazTarin.com :.