تبليغاتX
من ودخترم يسنا
من ودخترم يسنا
يادداشتهاي بابايي براي دختر عزيزش يسنا ،از 25هفتگي يسنا تا...

سلام دخترم،لحظه ها تندوتند درگذرند و بیانگر شمارش معکوس عمر ما انسانهاست ،اما آنچه مهم است اینه که از این لحظات چگونه استفاده کنیم،بگذریم.یه ماه دیگه گذشت و دختر عزیزم شد پنج ماهه تازه دیروز ،من و عمه جون بردیمت بهداشت واسه اندازه گیری قد و وزنت،خدا رو شکر خوب بود و نرمال هست البته تصمیم گرفتیم که تغذیه تکمیلی شما رو شروع کنیم که تصمیممون عوض شد و گفتیم که حالا که وزنت نرمال هست لزومی به غذا نیست،البته این روزا خیلی داری شیطونی میکنی و کمی تنبل شدی وکمتر از شیر مامان استفاده می خوری،امیدوارم این کار رو ادامه ندی.خنده های با قهقه شما هم چند وقتی هست که شروع شده و ما هم از این خندیدنات کلی لذت می بریم .چهارشنبه شب هم مهمون داشتی و سهیل و پوریا جون اومده بودن دیدنت، شب قبلش هم شکوفه و شمیم اومده بودن دیدنت که کلی باهاشون خندیدی و بازی کردی.


نوشته شده86/05/26 توسط هادي
.: Weblog Themes By www.NazTarin.com :.