دختر عزيز بابا سلام،حدود يك ماه هست كه نديدمت ،خيلي دلم برات تنگ شده ،براي ديدنت لحظه شماري مي كنم عزيز بابا،من هفته بعد ميام پيشت و تا دوهفته كنارت مي مونم،اذيتم نكني بابايي ،باشه،آفرين عزيزم.اما خبر خوشي كه برات دارم اينه كه خاله جون مائده حدود يه ساعت پيش(۳:۵۰ دقيقه بعد ازظهر روز ۱۹/۲/۸۶) عقد كرد و با آقا حامد ازدواج كردند من از طرف خودم و خانواده ام ازدواج اين عزيزان رو بهشون تبريك مي گم و آرزو مي كنيم كه زندگي بسيار خوب و خوشبختي رو در كنار هم دا شته باشيد.
نوشته شده86/02/19
توسط هادي

